تبليغاتX
هفشجان
 هفشجان تنها شهر سازنده شیر سنگی در دنیا

شیرهای سنگی مجسمه هایی هستندكه درگذشته توسط سنگ تراش ها به شکل شیر تراشيده می شدند.واغلب، آنهارا بر روی قبر افراد شجاع و دلیر ايل بختیاری قرارمی دادند. در گویش بختیاری به این مجسمه‌ها برد شیر می گويند.منطقه بختیاری سرزمین شیرهای سنگی است که اولین بار توسط محسن فارسانی مورد مطالعه علمی قرار گرفت. وی توانست از تمامی شیرهای سنگی اطلسی را با مشخصات کامل تهیه نماید. این مجسمه های شیری هنوز در قبرستان های قدیمی بختیاری دیده می‌‌شوند. شهر هفشجان درگذشته یکی از مراکز مهم شیرتراشی بوده است و اكنون تعدادی ازسنگ تراشهای قدیمی در هفشجان در قید حیاتند. شیر

شیرهای سنگی مجسمه هایی هستندكه درگذشته توسط سنگ تراش ها به شکل شیر تراشيده می شدند.واغلب، آنهارا بر روی قبر افراد شجاع و دلیر ايل بختیاری قرارمی دادند. در گویش بختیاری به این مجسمه‌ها برد شیر می گويند.منطقه بختیاری سرزمین شیرهای سنگی است که اولین بار توسط محسن فارسانی مورد مطالعه علمی قرار گرفت. وی توانست از تمامی شیرهای سنگی اطلسی را با مشخصات کامل تهیه نماید. این مجسمه های شیری هنوز در قبرستان های قدیمی بختیاری دیده می‌‌شوند. شهر هفشجان درگذشته یکی از مراکز مهم شیرتراشی بوده است و اكنون تعدادی ازسنگ تراشهای قدیمی در هفشجان در قید حیاتند. شیر هایی که در قبرستانهای هفشجان باقی مانده است ،از زیباترین و خوش نقش‌ترین شیرهای سنگی محسوب می‌‌شوند.



هایی که در قبرستانهای هفشجان باقی مانده است ،از زیباترین و خوش نقش‌ترین شیرهای سنگی محسوب می‌‌شوند.



+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 18:12  توسط سید سجاد حسینی  | 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 23:41  توسط سید سجاد حسینی  | 

برنامه ی جهان بین هم یه صعود مشترک بود به یاد م.

ساعت 5 راه افتادیم.قرار بود شب شهرکرد بمونیم.قبلش با هیاتِ شهرکرد هماهنگ کرده بودن که خوابگاهِ اونا بمونیم اما اونا آخر شب فکس زده بود که نفری 1500 تومن خرجتون میشه! ما هم که اصفهانی...شهرکرد که رسیدیم صاف رفتیم در یه ورزشگاه که ما اومدیم! شب می خوایم بخوابیم تو سالونتون! یه کمی معطل شدیم ولی آخرش قبول کردن و به صورت کاملا فری شب رو اونجا موندیم

صبح زود راه افتادیم و با ماشین تا نزدیک کوه رفتیم.از اونجا یک ساعت پیاده راه بود تا پای کوه.چند تا از بچه ها کنار چشمه موندن و بقیه که 17 نفر می شدیم رفتیم برای قله.مسیرش هم طولانی بود و هم شیب خیلی بدی داشت.توی دره ها هم برف جمع شده بود.اولین بارم بود که با اوستا برنامه میومدم.آدم خیلی جالبیه.بیشتر از هفتاد سالشه،از اولین کوهنوردای اصفهان...اما دلش جوون ِ جوون.جاهایی که استراحت میداد خودش شروع میکرد به آواز خوندن،شعرای خنده دار! کلی از دستش خندیدیم.

 

دورنمای هفشجان

 

بعد از ظهر بود که به قله رسیدیم.زیر آفتاب دلچسب نشستیم،شربت آبلیمو خوردیم و اونهمه مناظر زیبای اطراف...یه طرف شهر هفشجان پیدا بود و یه طرف دیگه زمینای کشاورزی.

 

منظره کوههای اطراف از قله

 

سمت چپمون کوههای بلند و پشت سرمون آبراههایی که از کوه مقابل سرریز کرده بودن.

 

آبراه های پشت سرمون

 

خیلی زیبا بود.با اینکه باد شدید بود نیم ساعتی موندیم،بعد عکس گرفتیم و راه افتادیم پایین.سعی کردیم یه مسیر دیگه رو برگردیم که شیبش نسبت به مسیر صعود کمتر باشه برای همین برگشت خیلی طولانی شد.از وسطای راه دیگه من انرژیم تموم شد.عصر شده بود و هنوز ناهار هم نخورده بودیم.چند تا شوکولات خوردم با این حال یه لحظه که می ایستادم پاهام طوری شروع میکرد به لرزیدن که از 10 متری هم میشد لرزششو دید.خیلی آروم برگشتم پایین.خودم اصلا خسته نبودم ولی پاهام راه نمیرفت!دستمم از بس به باتوم فشار آورده بودم درد گرفته بود ساعت 5 و نیم رسیدیم به چشمه.ناهار خوردیم! چه ناهاری! همه تن ماهی آورده بودن.دیگه حال همه مون از اسم تن ماهی به هم می خورد.می خوایم از این به بعد مواد ببریم توی کوه غذا بپزیم.هم بارمون سبکتر میشه و هم بعد از خستگی مزه میده.

 

این دو سه روز تعطیلی هم قراره بریم زردکوه.برنامه سنگینه و من راستش می ترسم!

 

بعد از اون تا یه عالمه وقت برنامه سنگین نداریم.یه عالمه برنامه ریزیده م برای چند هفته ی آینده.

 

راستی بهتون گفتم دعوت شدم برای هیات تحریریه ی انجمن؟ پوست فرصت مناسبیه برای این کارا.داره از پوست خوشم میاد!

      
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 23:16  توسط سید سجاد حسینی  | 
بعضي چشمه ها بصورت ساعتي عمل مي كنند اين نوع چشمه ها در مدت زماني آبدهي نسبتا زيادي دارند و پس از مدتي آب چشمه كم شده و يا قطع مي گردد. اين چرخه متناوباً تكرار مي گردد. اين چشمه ها كه اغلب در مناطق كارستي وجود دارند داراي مخزني هستند كه ابتدا تا ارتفاع مشخصي پر مي شود و سپس تخليه شروع ميشود . اين سيكل ادامه پيدا مي كند. نمونه اي از چشمه ها در شهر هفشجان از توابع شهركرد بنام چشمه وقت ساعت وجود دارد.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 22:52  توسط سید سجاد حسینی  | 
شهركرد - خبرنگار قدس: عمليات ساخت پروژه 336 واحدي منازل سازماني هفشجان شهركرد آغاز شد.
رئيس سازمان مسكن و شهرسازي چهارمحال و بختياري طي سخناني اين پروژه را يكي از بزرگترين طرحهاي عمراني استان برشمرد و خاطرنشان كرد: اين پروژه مشاركتي با 336 واحد و با كاربري تجاري - مسكوني خدماتي و رعايت مقررات ملي ساختمان و استانداردهاي لازم از جمله مبحث 19 مقررات ملي در صرفه جويي انرژي ساخته خواهد شد.مهندس مجيدي اعتبار موردنياز اين طرح را 300 ميليارد ريال اعلام كرد و گفت: اين طرح در زميني به مساحت 20 هزار و 800 مترمربع و زيربناي 60 هزار مترمربع و رعايت كامل تمامي موارد فني و انتخاب مشاور صاحب صلاحيت در 6 تا 10 طبقه و 8 بلوك ساخته خواهد شد.وي خاطرنشان كرد: حدود 60 واحد از اين پروژه منازل سازماني و بقيه واحدها هم سهم بخش خصوصي خواهد بود كه در مدت 30 ماه احداث خواهد شد.
وي همچنين گفت: بيمارستان 10 تختخوابي هفشجان با اعتبار 6 ميليارد و 100 ميليون ريال در زميني با زيربناي هزار و 214 مترمربع و در يك طبقه احداث خواهد شد. وي اعتبار اوليه اين طرح را 3 ميليارد و 300 ميليون ريال اعلام كرد.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 22:44  توسط سید سجاد حسینی  | 
شهر هفشجان در جنوب غربی و در فاصله12 کیلومتری شهرکرد مرکز استان چهار محال وبختیاری و در دومین دشت وسیع استان یعنی دشت هفشجان در دامنه کوه استوار و زیبای جهانبیین واقع شده است. قدمت شهر هفشجان بنا به روایات بزرگان و آسار بسیار قدیمی مانند سنگ نوشته(کتیبه) واقع در کوه جهانبین و آثار سفالی مربوط به 4000 سال قبل از میلاد بیانگر قدمت 6000 ساله این شهر حکایت دارد . هفشجان با جمعیتی در حدود 50000 نفر با مردمانی مهربان  سخت کوش با تجربه و دنیا دیده که آوازه نبوغ و توانمندیهای فنی و همت قابل تحسینشان به خارج از مرزها نیز رسیده است و به طوری که در کتب ودر رسانه های مکتوب فنی تخصصی و معتبر شرکتهای بین المللی از این شهر به عنوان منبع نیروهای انسانی زبده ،فنی، موثر و با تجربه نام برده شده است . اراده و مهارت و نبوغشان در صنعت و فناوری ، آهن سرد را به بازیچه گرفته و کانون جوشان و بازوئی توانا و موثر در پیشبرد صنعت کشورگردیده است و انصافا نقش مردان با اراده کاردان و سخت کوش این نقطه از کشور  در ساخت و راه اندازی پروژه های مختلف صنعتی در گرمای نفس گیر جنوب و سرمای سخت مناطق مختلف کشور چشمگیر و تعیین کننده است و متولیان صنعت کشور نیز به این امر به خوبی واقفند ، این سخت کوشی و مهارت توام با ذوق و سلیقه در حرفه حجاری که آمیزه ای از هنر خوشنویسی ، شعر ، نقاشی و احساس است سنگ سخت را نیز در دستان گرم مردان هنرمند ، خوش ذوق و بااراده این خطه چون مومی نرم در آورده است و سالیان دور تا کنون جلوه های بدیع از هنر سنگ تراشی پدید آورده است این ویژگی ها و روحیات تحسین برانگیز منحصر به امروز نیست و کهن سالان و ریش سفیدان نقاط مخطلف استان از اراده ی آهنین و تخصص و کاردانی ، دیانت ، صداقت و صفای باطنی مردم هفشجان خاطرات فراوانی دارند . کار چارواداری که از مشاغل سخت و پر خطر آن زمان بوده است و کار تجارت و تامیین مایحتاج مردم در آن زمان از این طریق حاصل می شد شرت منطقه ای داشتند

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 17:17  توسط سید سجاد حسینی  | 
khoshnevisi (( پدر مي گفت بوي عطر محمدي در خانه پيچيد ، گويا خدايش خواسته او را پاسخ گفته بود ، صداي اولين فرزند با صوت صلوات عجين گشت ))
نامم حسن محمدی ، متولد ششمين روز آذر ماه سال 1362 خورشيدي در شهر  هفشجان ، شهر هفت عشق و جان و پينه دستان اميد .
شهري در دامنه كوه هميشه استوار جهانبين در خطه ي  هميشه زيباي چهار محال و بختياري و از توابع بام ايران ((‌ شهر كرد )). سنگ تراشان شهر شهره ي اين خطه بوده و هستند . اجدادم نيز نجار بودند و علاقه به اين حرفه ي ظريف و هنري نسل به نسل در ما گشته است و شايد در علاقه من به هنربي تاثير نبوده است .
كودك بودم هنوز چند صباحي از درس اول الفبا نگذشته بود  خط و زبان دلكش فارسي با آن موسيقي جان بخش و رقصانش روح كودك مرا با چه مي توانست آشنا كند ؟
بوي خوش خامه و جوهر و ورق مشق مرا سرمست مي كرد . ذهن سرشار كودكي در نيمكت دبستان كلمه  را پاك و بي پيرايه مي شناخت .
باري اول ابتدا نزد جناب آقاي بهنام آرمك بود كه چشم ودستم با هنر بشكوه خوشنويسي آشنا شد .
آري اول گام را نهاده بودم گرچه اكنون كه قلم به دست مي نويسم ، هنوز قدم را در اول راه مي بينم . پس از آن دير زماني نزد جناب آقاي خدابخش چمن به مشق عشق پرداختم . املاء مرا ايشان به دست خويش لغت به لغت در مي يافت و ميدانم ايشان در خط زندگي من نقطه جاودانه ي دوستي را بر جاي نهاده است .
زير نظر ايشان در سال 83 در مقطع ممتاز فارغ التحصيل انجمن خوشنويسان ايران شدم.  
ايشان را دوست و استاد هميشه ي  خود مي دانم زيرا قلم ايشان تنها قلم خوشنويسي نيست بلكه قلم مهر است و دوستي . باشد كه روزي دين خود را ادا نمايم .
نيمه ي اول سال 81 به پايان نرسيده بود كه با آقاي حمزه علي قادري در شهر كرد آشنا شدم.
اول بار اموختن هنر پر رمز و راز تذهيب را نزد اين استاد گرانمايه آغاز كردم . در اين وادي به هر چه كوشي نيكوست . چرا كه بينش اسلام را وسعت مي بخشد و آن هم تذهيب
و رقص رنگ ها و نقش ها كه چه زيبا با شعر و لغت پارسي به يك قالب مي نشيند و زيبايي مي آفريند .
اين همه آموخته بايد اثري مي داشت . به قول شاعر معاصر احمد شاملو :
در غياث تاريخ هنر عشوه ي بي عار و درديست و آيا همانا مي توان گفت : در غياب انسان هنر عشوه ي بي عار و درديست ؟
كنج خلوت گوشه نشينان مرا راضي نمي كرد . نخستين مرتبه سال 84 نگار خانه ي مهر شهركرد پذيرايم بود . پس از آن دانشگاه آزاد اسلامي شهركرد و دانشگاه علم و فرهنگ تهران.
 هر نمايشگاهي براي من ميعادگاهي است . آنجا كه دست و چشم و گوش و زبان همه يكي مي شود . به هر ميعاد گاهي رفتم كشش حق بود و انسانيت . لحظه ناب انسان بودن.
 رنگ ظلماني جوهر روشن ترين واژگان را جاري مي كند . چوب خشك قلم شايد هماني است كه در نفيرش مرد وزن ناليده اند  و اين بار مرد و  زن ، با آن كلمه ي عشق را ادا   مي كنند .
 
و اما دوران تحصيل دانشگاهي :
در دوران متوسطه در رشته رياضي درس خواندم . شايد منطق هنري نهفته در اعداد مرا بدان سو كشانده . نمي دانم !
 به هر صورت در سال 81 وارد دانشگاه آزاد اسلامي واحد شهركرد شدم و در رشته مكانيك فارغ التحصيل مقطع كارداني شدم . گرچه هيچ مناسبتي ميان رشته دانشگاهيم و زمينه فعاليت هنري ام كه در همين دوران شكل جدي تر و حرفه اي تري يافته بود وجود نداشت . اما فصلي از زندگيم شد .
اما اين دست با هنر آشنا شده بود و اين چشم تشنه ي  موسيقي بود . تا اينكه در سال 84 پس از قبولي در آزمون كارشناسي نا پيوسته وارد دانشگاه علم و فرهنگ تهران شدم و در رشته آموزش هنرهاي تجسمي مشغول به تحصيل شدم و از اساتيد بزرگوار اين دوره بهره هاي فراوان بردم . بخصوص از جناب استاد منصور تامسن در زمينه طراحي سنتي و همچنين استاد بهرام حنفي در زمينه خوشنويسي .
پس از عزيمت به تهران افتخار حضور در محضر استاد شريف علي شيرازي نصيبم شد . تجربه اي تكرار ناپذير كه چون نقشي ماندگار بر پيكره زندگي هنري ام باقي خواهد ماند

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 18:0  توسط سید سجاد حسینی  |